۱۳٩۳/۱/٢٠
 

گفت من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود...



گفتم پس چرا الان زیر پای توست ؟



گفت آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم



به سلامتی همه مادرا صلوات

 

 



برچسب‌ها: لیلا کریمیان, جملات تامل انگیز, داستان اموزنده, مادر